خرید بک لینک
محتسب آن مرد را میزد بهزور // مرد گفت ای محتسب کم کن تو شور
زانکه کز نام حرام این جایگاه // مستی آوردی و افگندی ز راه
بودیی تو مستتر از من بسی // لیک آن مستی نمیبیند کسی
در جفای من مرو زین بیش نیز // داد بِستان اندکی از خویش نیز
منطقالطیر ( فریدالدین محمد عطار نیشابوری )

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

بوعلی طوسی که پیرِ عهد بود // سالِکِ وادیِ جدّ و جهد بود آنچنان جا کو به ناز و عز رسید // من ندانم هیچکس هرگز رسید گفت فردا اهل دوزخ زار زار // اهل جنت را بپرسند آشکار کز خوشیِ جنت و ذوق وصال // حال

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

یافتند آن بُت که نامش بود لات // لشکر محمود اندر سومنات هندوان از بهر بُت برخاستند // ده رهش هم سنگ زر میخواستند هیچ گونه شاه مینفروختش // آتشی بر کرد و حالی سوختش سرکشی گفتش نمیبایست سوخت // زر به

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

سؤال :دیگری گفتش که ای دارای راه // دیدهی ما شد در این وادی سیاه پُر سیاست مینماید این طریق // چند فرسنگ است این راه ای رفیق جواب :گفت ما را هفت وادی در ره است // چون گذشتی هفت وادی ، درگه است وا نی

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

چشمهایش از شوق برق میزد : - ما در آن سالها چینیآلات از روسیه میآوردیم . چینیآلات و برنجآلات . نفت هم میآوردیم . در مملکت ما هنوز نفت یافت نشده بود . از این طرف کشمش و بادام میبردیم ، از آن ط

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

زیر آسمانی که دمادم تهی و تهیتر از ستاره میشد ، مارال استوار بر اسب نشسته و لگام را میکشید . صدای سُم بر سنگفرش صبحِ خالی خیابان ، بازتابی انگیزاننده داشت . قرهآت را همین به بیتابی میکشانید . گرد

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

مردم خراسان به مردی نشان بیغیرتی میدهند که گوشتش بر استخوان بچربد . گوشتش بیش از استخوان باشد . گلمحمد چنین نبود . استخوانش بر گوشت میچربید .
کلیدر ( محمود دولتآبادی )

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

بلقیس در پهندشت خشک بیابان اول به نان میاندیشید . نان ، و چه بهتر که بریان باشد . پس آسمان در چشم بلقیس آنهنگام خوش بود که ببارد ، ستاره از پیِ بارشی پُربار خوش بود . ابر ، تَرَش خوش بود ، نه بازیه

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

در همهی دورهها مردم نیک یافت میشوند ، اما در آن سالها ، روزگاری که داستان ما در بستر آن روان است ، از ایندست مردمان بیشتر یافت میشدند . چشمهای مراقب هنوز مهلت نیکیِ سادهی مردم را بهخود ، از آنها نگرفته بود . نیز نیکی گناه نبود . کردار نیک جسارت میخواهد . و در آن دوران ، هنوز این جسارتِ خجسته درهم نشکسته بود ، گرچه قوام هم نگرفته بود .
کلیدر ( محمود دولتآبادی )

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

اهالی بیابان بابقلی را همانجور که بود پذیرفته بودند و با او داد و ستد داشتند . نیازی دوسویه وامیداشتشان که در نیک و بد یکدیگر سازشی کجدار و مریز داشته باشند . بیشتر مردمِ ما دروغهای آشکار یکدیگر را

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

کرانهای به پهنای فرسنگها بر کویر . اَبرویی زمخت بر نگاهی گداخته . کشیده شده از باختر افغان تا فراسوی یزدِ کهن . طاغزار ، جنگلگونهای گسسته ، ناپیوسته . از تایباد برمیگذرد ، طبس را در خود میگیرد ،

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

میانهی راه ، آنسوی زعفرانی و مانده به قلعهچمن ، بر کنارِ کهنهراهِ مشهد ، در جایی به نام حوض غلامو ، هفت ستون گچی چون هفت تختِ دیو ، خود را به رُخِ راه و مردمِ گذرنده میکشاندند . پیرانِ این پاره از

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

پهلوان بلخی گفت : - دارید همهی جو باریکهها را به آبگیرِ خودتان برمیگردانید ! دُکانداری ، مباشری ، کدخدایی ، پرواربندی ، خرید و فروش جنس ، زراعت ، گوسفندداری ! پس یکبارگی به بقیهی مردم بگویید سرشان

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

... داستانهایی از شهر سبزهوار برای نادعلی روایت میکرد . از اوباشهای دروازه عراق . وابستگی اوباش را به آلاجاقی ، بهنشانی ، برای نادعلی برمیشمرد . میگفت که قمارخانهدارها ، هرزگان بیکار ، کاردک

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

خوی فریبندهای که از قدرت برمیآید ، در شمل آرایهای جذابتر داشت . از اینرو ، پارهای ناداران هم دوستش میداشتند . ستایش قدرت از سوی نادارانِ ناتوان ، ریشه در باور ضعفِ ابدی خویش دارد . شمل را برخی

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

ستار گفت : - گفتهاند که دزد دنبالِ آشفتهبازار میگردد ، پیرخالو ! حالا هم کجا از اینجا آشفتهتر ؟! اینجور آدمها ، همیشه میانهی راه هستند و دنبالِ اقبالِ خوشان میگردند . دست آخر هم رفیق و همراهِ س

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

بندار و اصلان از درون کوچهی مردم ، راه بهسوی پهلوان بلخی گشودند . اما پهلوان بلخی ، همچنان بر کار و سخن خود استوار بود : - او مهمان من است . من نمیتوانم مهمانم را به شما بسپارمش ! - مهمان تو ؟! او

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

خانمحمد گفت : - به قد و پاچهات نمیآید که اینقدر تیز و هوشیار باشی ! گرچه ، شما شهریها به موشها میمانید . کارها را زیرزیرکی تمام میکنید . بیخ ریسمان را میجوید . اما ما ، نه . کار ما بیابانیها

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

گلمحمد گفت : - به هرجا که خیال میبرم میبینم تا امروز ما برای بابقلی بندار بد نبودهایم . ها ؟ خانعمو گفت : - نه که ؛ ما برای او بد نبودهایم . اما پابندِ ذات مرد دغل نمیتوان شد . عقرب به عادت نیش

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

علیاکبر به هر بهانه و در هر جا ، کوششی به نزدیکی با توانمندان داشت . و در این راه چنان کوشا بود که پیچیدهترین بند و پیوند خود را با طایفهاش ، به آسانی میتوانست قطع کند . به آسانی قطع کرده بود . عل

برچسب: نویسنده: حمید ابراهیمی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 23:00

صفحه بندی